تبليغاتX
خلوت الهام خانم

سلام

بد نیستم....

تو هم بد نباشی خوب است

حواشی خیالم پر از بی برگی است

و حوالی خانمان هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد

شهر پر از هوای پاک و مطبوع است

ببین...

چقدر زود چشمهایت با همین چند خط خسته شد

اما من هر شب میلیون ها حرف بی معنی را برای خاطر تو شعر می کنم

و هرگز خسته نمی شوم

دیگر از من گذشته که واژه فراموشی را هجی کنم

اما سلام دو بخش است

یکی برای من

و دیگری اگر دوست داری مال تو باشد

خسته ات نمی کنم ...

بخواب

بخواب تا از خوابت یواشکی عبور کنم

و پا به جاده رویاهای محالت بگذارم

رویای محال من...


 

نوشته شده توسط الهام در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 19:48 موضوع | لینک ثابت


سلام به همه دوستای گلم.

 

امروز خیلی دلم گرفته  خیلی احساس تنهایی میکنم.

 

چقدر بده که هیشکی نیست تا باهاش حرف بزنم.  اصلا اگه کسی بود چی

داشتم که بگم جز

 

 

برام دعا کنید

 

 


 

نوشته شده توسط الهام در سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت 11:47 موضوع | لینک ثابت