تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم. ![]()
باغبان از پس من تند دوید سیب را در دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی![]()
و هنوزسال هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت
نوشته شده توسط الهام در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 12:47 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط الهام در پنجشنبه دهم فروردین 1385 ساعت 13:14 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY